أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

27

آثار الباقيه ( فارسى )

امر كرد كه ديده‌بانى را بر منظره بفرستد تا آنچه را كه مىبيند به دو خبر دهد پس ديدبان بمنظره شد و گفت كه من يك خرسوار و شترسوارى را ديدم كه يكى از آن دو رو كرد و فرياد ميزد بابل بهم ريخت و بتهاى تراشيده شده آن درهم شكست ) و اين خبر بر مسيح كه بر خر سوار ميشد و بر محمد ص كه بر شتر شوار بود بشارت است با ظهور محمد بابل درهم ريخت و بتهايش درهم شكست و قصورش متزلزل گرديد و سلطنتش از ميان برچيده شد و باز در كتاب اشعياى نبى از بشارت بمحمد ص سخنان مرموز و نزديك به تأويل واضح بسيار است و اينست كه ايشان را برمى - انگيزاند كه اصرار بر باطل كنند و دعاوىيى را افترا نمايند كه عرف خلق بر آن جارى نيست كه مراد از شترسوار موسى است نه محمد . استدلال مجدد از سفر پنجم تورات به ظهور ختم پيغمبران موسى و پيروانش را با بابل چه كار و آيا براى موسى و قوم او آنچه كه براى محمد ص و پيروانش ظاهر گرديد هيچ حاصل شده و اگر از اهل بابل سربسر نجات مىيافتند از غنيمت به بازگشت راضى مىشدند « 1 » و از چيزهايى كه اين استشهاد را تأييد مىكند باز گفته‌ى خداوند است كه در سفر خامس تورات كه به مثنى معروف است موسى را خطاب كرده مىگويد ( زود باشد كه مانند تو از برادران بنى اسرائيل پيغمبرى برانگيزم و كلام خود را در دهان او مىگذارم و هرچه را كه من امر مىكنم بديشان بگويد و مردى را كه اطاعت ننمود كلام كسى را كه با من تكلم مىكند من از او انتقام خواهم كشيد ) . كاش مىدانستم كه آيا بنى اسحق را جز بنى اسماعيل برادرى است و اگر بگويند برادران بنى اسرائيل اولاد عيص هستند آيا مانند موسى كسى از ايشان

--> ( 1 ) - اين مضمون از بيتى از اشعار امرء القيس گرفته شده كه چون بواسطه خونخواهى از بنى اسد كه پدر او را كشته بودند به دربار روم رفت و عاقبت مايوس برگشت اين شعر را گفت ( و قد طوفت فى الافاق حتى رضيت من الغنيمته بالاياب ) يعنى من باندازه‌اى در آفاق گشتم كه فقط باينمقدار غنيمت قانع مىشوم كه به خانه خود سلامت برگردم و اينكه سعدى مىگويد رضينا من نوالك بالرحيل از اين شعر گرفته است .